گول حرفهای مردم رو خوردیم که همش میگفتن شهر اله و به له . مزرعه رو ول کردیم رفتیم شهر . ولی زودی دلمون تنگ صبح تا غروب و شب های ستاره باران و مهمتر از همه دلتنگ هم ولایتیهامان شد .
اینجوری بود که برگشتیم .
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 23:42  توسط کوزت
|
