تبليغاتX
کوزت دختری در مزرعه

کوزت دختری در مزرعه


گول حرفهای مردم رو خوردیم که  همش میگفتن شهر اله و به له . مزرعه رو ول کردیم رفتیم شهر . ولی زودی  دلمون تنگ صبح تا غروب و شب های ستاره باران و مهمتر از همه دلتنگ هم ولایتیهامان شد .

اینجوری بود که برگشتیم .


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 23:42  توسط کوزت  |